تبلیغات
کـلام - گویند امام هر عصر بابای مهربان است..

.
.
به هوش بودم از اول
_______________که دل به کس نسپارم
.
.
شمایل تو بدیدم
_______________نه عقل ماند و نه هوشم
.
.

جست و جو

 

گویند امام هر عصر بابای مهربان است..

چهارشنبه 3 مهر 1392   07:02 بعد از ظهر


از ائمه اطهار علیهم آلاف التحیه و الثنا ،

بسم الله الرّحمن الرّحیم


دلم لا به لای همه ی روزمرگی ها لک می زند برای این که بهم تشر بزنید
و من هم غر غر کنم

دلم لک می زند شب شود و قرص هایتان را باز هم -با اندوه، در دلم- بشمارم و بگذارم کف دستانتان 
تا بگویید خدا خیرت دهد

با بند بند وجودم احساس خستگی کنم
و خودتان میانه ی راه زنگ بزنید و بگویید کجایی بیایم دنبالت

توی ماشین آن قدر عصبانی باشم که خون خونم را بخورد
و شما درباره ی کم صبری هایم و نگرانی هایتان برای آینده بگویید
و من شر شر بی صدا اشک بریزم برای صدایتان

جر و بحثمان بشود، خودم را لوس کنم و جمله ای که واقعا هم از ته دلم می گویم (اصلا شما متو دوس ندارید) را بگویم
و شما هم هر بار بگویید چرا مسخره بازی در می آورم و چه ربطی دارد و عصبانی شوید از دستم

غذا درست کنم و بیایید و بگویید من سیرم و من هم سکوت کنم و بهم بر بخورد
بعد بگویید یک ذره می خورید که دلم نشکند

برای همه ی بارهایی که من دختر بودنم را فقط به رخ شما می کشم
و شما هم پدر بودنتان را

دلم لک زده مثل وقتی که چهار دست و پا می رفتم "پدر جون" صدایتان کنم
و نه مثل این روزها "بابایی" یا "پدر" یا "حاجاقا" یا...

دلم غنج می رود وقتی صدایم می کنید
همیشه نام کوچکم را با عزیزمی، دختر گلمی، جانی چیزی می گویید

دلم ویران می شود شب هایی که قهر می کنم و قرص هایتان را خودتان می خورید
خوب که گریه هایم را کردم
می آیم توی اتاق
نفس های بی دغدغه تان را عاشقانه گوش می کنم
و خدا را شکر می کنم
برای همه ی خوش بختی هایم

شاید ما همیشه جر و بحث کنیم
شاید من زیاد صدایم بلند شود
ولی 
همه ی تکیه گاه زندگی ام بعد از خدا خودتانید بابا
همه ی دل گرمی ام در التهابات همان نگران نباش، صدقه بده گفتنتان
همان چیزی نیست دخترم ها
.
.
.
همه ی لباسم خیس شده از اشک های خنک
اشک های خنک از مهرند و شیرین

خدایا
چشمانمان را با اشک خنک کن
و آتش گناهانمان را به اشک خاموش


امام زمانمان چه قدر دوستمان دارد بماند
چه قدر برای بزرگ شدنمان زحمت کشیده
چه قدر خون دل خورده
چه قدر...


نوشته ی آفـتابـــــــ گـردان