تبلیغات
کـلام - سی و دو

.
.
به هوش بودم از اول
_______________که دل به کس نسپارم
.
.
شمایل تو بدیدم
_______________نه عقل ماند و نه هوشم
.
.

جست و جو

 

سی و دو

سه شنبه 25 تیر 1392   11:31 قبل از ظهر


از نو اندیشی ،

فکر می کنیم اولین قرار این بود 

شبی یک صفحه قرآن با معنی، راهنمایی بودیم گمانم


.

.

دبیرستان بعضی کتاب ها را شب ها هماهنگ در خانه می خواندیم

مثل بوستان سعدی، شبی یک شعر

و

شعله ی طور، موج سوم و یک عاشقانه ی آرام

زنگ هایی که معلم نداشتیم، زنگ تفریح ها 

.

.

نیم ساعت پیاده روی صبح توی حیاط دبیرستان

.

.

و سالی که هفته ای دو روز صبح قبل از زنگ مدرسه

می رفتیم پارک لاله و ورزش می کردیم

.

.

پیامک های هر روزه مان

یک آیه قرآن یا یک حدیث دل نشین

.

.

شبی چند آیه خواندن تفسیر المیزان و واگویه اش فردا صبح

اضاف بر تفسیر صبح های آیت الله جوادی

وقتی در باغ دانشگاه قدم می زدیم

.

.

شب هایی که تا سحر برای ارشد می خواندیم

همزمان

.

.

سوره ی نبا که برای رفتن به خانه خدا

قرار شد هر روز صبح بخوانیم

.

.

کارهایی که بعضی را فقط یه محبت آن دوست نو اندیش

به هوای این که همراه است و همـ دل

می توانستم انجام دهم


* قرارهایی که حالا اغلب نیست شده اند

هر چند نو اندیش هنوز هم هست دور و بر همه ی ما


نوشته ی آفـتابـــــــ گـردان