تبلیغات
کـلام - الهی لاتکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا

.
.
به هوش بودم از اول
_______________که دل به کس نسپارم
.
.
شمایل تو بدیدم
_______________نه عقل ماند و نه هوشم
.
.

جست و جو

 

الهی لاتکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا

سه شنبه 22 اسفند 1391   07:30 بعد از ظهر


از

بسم الله الرّحمن الرّحیم

گفته بودم

آب نفاق...بی ایمانی... کم کَمک نفوذ می کند در جان

آب پاکی را ابلیس ناگهان نمی ریزد روی دست...اندکـــ... اندکـــ...
*

حافظ هم گفته بود
حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر
کلاهـ ـداری اش اندر سر شراب رود
اما
با آن همه آیه ی قرآن هم به خورد دل نرفت انگار!
باد که پیچید در سرت
هوا که برت داشت
باورت که شد خیلی مهمی
آن چنان زمین می خوری که صدایش عرش و فرش را پر می کند
و تو در حالی که صُمٌّ بُكْمٌ عُمْی شده ای مشغول چریدن در دنیا می شوی
و یادت می رود فَهُمْ لاَ یَعْقِلُونَ **انتهای آیه را.

بی چاره
این همه پروردگارت ندایت داد
این همه دلت آشوب شد...

فکر می کردی حالت خوش نیست
آری حالت خوش نبود ولی نه آن طور که تو می پنداشتی

فکر می کردی خیلی غمگین و اندوهناکی
بودی ولی از دوری خدا نه غم دنیا

 فکر می کردی آن قدر ناراحتی که درین دنیا جا نمی شوی
دلت پر شده بود از غرور که درین دنیا جا نمی شدی

فکر می کردی نای راه رفتن نداری
 دلت پر شده بود از خودخواهی که آن طور راه می رفتی

فکر می کردی کسی به تو اهمیت نمی دهد
دلت پر شده بود از غرور که دیگران را و بهترین هایشان را نمی دیدی

فکر می کردی داری فکر می کنی
ولی تمام منافذ مغزت را همان باد لعنتی پر کرده بود
خون در رگ هایت نمی چرخید انگار

همه چیز هم کم کم پیش آمده بود
رفته بودی در کمای روحی

گفته بودی

اول، عمر هدر دادن را یادم داد

دوم، گناه کردن در آن را

و من باد به بادش دادم با سر به هوایی ام...



من بی آن که بفهمم نام گناهان را عوض کردم

و خیال کردم فرشتگان و تو نیز نام گناهان را از بر نیستید.
*

و حالا همین چرخه را زندگی می کردی

بی چاره نبودی اما
نمی دانستی از کجا شروع شده
این دور باطل ذهنی
این خود گول زنی قلبی
کی شد و این چنین ژرف
کی خاکستر شد ایمانت و خاکسترش به باد داده شد
و نشسته بودی سر سجاده و قرآن می خواندی و اشک می ریختی
ولی
خانه از پای بست ویران بود
خواجه در فکر نقش ایوان بود
بگذریم که چه شد که نجاتت دادند
که چیزی نشد!
خدای مهربان دلش سوخت برایت
امامت نجاتت داد
منت سرت گذاشتند انسان نسیان زده

ولی 
جان خودت هم که شده
این دفعه خیلی مراقب باش

یادت نرود

وَلاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا

وَلاَ تَمْشِ فِی الأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَن تَخْرِقَ الأَرْضَ وَلَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولًا

كُلُّ ذَلِكَ كَانَ سَیٍّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهًا*** را

و آن گاه که می فرماید

یَا بُنَیَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِی صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّمَاوَاتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ

یَا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ

وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ****





** بخشی از آیه ی 171 سوره ی مبارکه ی بقره
*** آیات 36 تا 38 سوره ی مبارکه اسرا
**** آیات 16 تا 18 سوره ی مبارکه لقمان


نوشته ی آفـتابـــــــ گـردان