تبلیغات
کـلام - شانزده

.
.
به هوش بودم از اول
_______________که دل به کس نسپارم
.
.
شمایل تو بدیدم
_______________نه عقل ماند و نه هوشم
.
.

جست و جو

 

شانزده

پنجشنبه 10 اسفند 1391   05:17 بعد از ظهر


از نو اندیشی ،لای این شب بوها...در همین تهران ،

خیلی وقت پیش بود و اصلا حال و هوایمان فرق داشت

تعریف نشده بود برایم

وضو گرفتن پس از دستشویی رفتن، آن هم در هوای سرد زمستان...در دوران دبستان

حتی شاید هنوز به سن نکلیف نرسیده بودیم

بعدتر ها شنیدم واژه ی "دائم الوضو" را

.

.

.

روزهای دوران کارشناسی بود

می دیدم هر چه اذان عقب و جلو می شود این رفیق ما بیدارست

اتفاقی می فهمیدم

چندباری سر نماز شب بهش تیکه انداختم

کتمان نکرد

شاخ و دم که ندارند نماز شب خوان ها


در همین تهران

لای همین شب بوها

لا به لای همین دوستان قدیم و جدیدمان

چشمانمان را یادمان نرود بمالیم...


خدایشان حافظشان و ایمانشان روزافزون باد 


نوشته ی آفـتابـــــــ گـردان