تبلیغات
کـلام - هیچ کس هم صحبت تنهایی یک مرد نیست

.
.
به هوش بودم از اول
_______________که دل به کس نسپارم
.
.
شمایل تو بدیدم
_______________نه عقل ماند و نه هوشم
.
.

جست و جو

 

هیچ کس هم صحبت تنهایی یک مرد نیست

جمعه 3 آذر 1391   03:06 بعد از ظهر


از به آفـتابـــــــــ ،ائمه اطهار علیهم آلاف التحیه و الثنا ،

بسم الله الرّحمن الرّحیم


دنیا را با عطر گل های داوودی پرپر ریخته بر چادر سیاه سینه زنان محرمت عوض نمی کنم

دنیا را با چای تلخ بی عطر روضه ات عوض نمی کنم

هیچ دردی را با درد سینه وقتی از سینه زدن با ذکر نام شما به شدت درد می گیرد، عوض نمی کنم

خنده ی مستانه را با بغضی که گلو را درد می آورد... 

لبـ ـخند شیرین را با اشکی که پایین روسری را کاملا خیس می کند...

به ترین غذاهای به ترین رستوران های دنیا را با قیمه ی نذری ات...

نغمه ی بلبلان را با نوای هق هق گریه کنانت...

نه!

امام حسین جان

دنیا را با محرمت عوض نمی کنم

(امام زمان اذن دهند...)

انتظار محرم را با انتظار فرج هم عوض نمی کنم


اما شما...

نمی دانم چه قدر...

دل های سیاه گنهکاران را...

دیده های گناه کرده ی اشکـــــ ریزان را...

دستان بی خیر سینه زنان را...

چادر سیاه عزاداران بدزبان را...

یا امام حسین                                   

نقص و کمـ ـبود زاییده ی ذات ما نیست

اما شما خوب آگاهی بر گناهانمان

                   ذات ما با اشکـــــ بر شما معنا می شود اما


از شما ننوشتم این روزها

می پندارم

امام زمانمان روحی لتراب مقدمه فدا

تشنه ی یار است بیش تر            

                      تا تشنه ی ذکر یار


پاورقی:

کـلام را سیه پوش نکردم

که فرصت یافتن قالبی ساده و عزادار برای میهن بلاگ را ندارم

گاهی هم می نشینم کوانتم می خوانم جای روضه

حرف های همه تان را می خوانم

شاید دیر ولی می خوانم

ولی زمان نیست برای نظر دادن

از موشک های ایران اسلامی هم غرورم به وجد آمده

یادمان نرود خدایمان را سپاس گزاریم

در جواب این همه نصرش



 یا امام حسین                                      

سالارمان باش و سرورمان

و شفیعمان که سخت محتاج نیم نگاه ملکوتی تان هستیم


تا صوت قرآن از لب آن ها می آید

کفر تمام نیزه ها بالا می آید

خون علی گویان عالم را بریزید

ای دشنه ها تازه ترین فتوا می آید

آداب جنگ کربلا مثل مدینه است

چون ضربه هاشان سمت پهلوها می آید

این چندمین باری ست که از پشت خیمه

دارد صدای گریه ی زهرا می آید

سد سپاه کفر را در هم شکستند

تکبیرهای حضرت سقا می آید

دجال های شهر کوفه در فرارند

دارد سپاه زینب کبری می آید

...

تمام گل های پرپر من

فدای سر برادر من

...

خجالت آتش به شاه دین زد

که زینب از خیمه ها نیامد

...

* شعر یکی از نوحه های خوانده شده توسط حاج محمود کریمی، متاسفانه شاعر را نمی شناسم.


نوشته ی آفـتابـــــــ گـردان