تبلیغات
کـلام - هزار کار نکرده...هزار کاش و اگر

.
.
به هوش بودم از اول
_______________که دل به کس نسپارم
.
.
شمایل تو بدیدم
_______________نه عقل ماند و نه هوشم
.
.

جست و جو

 

هزار کار نکرده...هزار کاش و اگر

شنبه 22 مهر 1391   12:01 قبل از ظهر


از به آفـتابـــــــــ ،

بسم الله الرّحمن الرّحیم


یک بار هم

مثل همه ی آدم های معمولی

می خواهم از روزگارم بنویسم.


روزگار نو

روزهای تحصیلی جدید

11واحد درسی، تا پایان مهر اعلام استاد راهنمای انتخابی، تا پایان دی ماه تحویل پروپوزال


روزگار نو

همه ی حجم حرف هایی که نمی شود زد

در همه ی موارد

خواه شاد...خواه اندوهبار 


تنهایی عمیق

ریشه دواندنش در عمق جان

هم گام با ازدیاد دوستان دور و نزدیک، حقیقی و مجازی


تل نوشته ها

نوشته های نوشته نشده

نوشته های تایپ نشده

نوشته های پست نشده


فکرهای قلمبه شده

استدلال های خیس خورده در ذهن

احساس های زیر خاکستر داغ

دست های خسته

قلب های بسته


از کجا بنویسم


یا امام زمان


از کجا بنویسم

درین سرای بی کسی

در این سیاه چال سراسر سوال


خسته شده ای از دستم

حق داری...


نای و تاب نوشتن بیش ازین نیست

حتی نوشتن سرفصل ها


فکر کن نوشته باشی

فکر کن درین دنیا سال ها باشی،

نباشی


به هیچ جایش بر نمی خورد

جز به دل خودت انگار


نا امید نیستم

بدجوری آرام شده ام با درون متلاطمم

نمی دانم این نشانه ی بهبود است یا تسلیم


نمی دانم خسته ام یا گرفته

فرقی هم نمی کند

حوصله ی آدم ها را که نداشته باشی

کم کم آدم ها هم حوصله ی تو را ندارند

من دوست تر دارم برسد به آن قسمتی که

من می مانم و خدای خودم

هرچند او مرا وقتی در جمع...در خلوت دلم به یادش باشم دوست تر دارد

اما من او را تنها دوست دارم

مثل همه ی عاشق ها

در خلوت


ز یار لطف نهان خواستن فزون طلبی است

که دل زیاده برد خنده ای که زیر لبی است



نوشته ی آفـتابـــــــ گـردان